با درصدهای پایین در آزمون چه کار کنیم؟
با درصدهای پایین در آزمون چه کار کنیم؟
تا حالا شده بعد از آزمون، با کلی استرس بری سراغ کارنامه و وقتی درصدها رو ببینی، با خودت بگی: «خب… این دیگه چی بود؟!»
مثلاً برای ریاضی کلی وقت گذاشتی، کلی تست زدی، فکر میکردی این بار قراره نتیجه بهتری بگیری، ولی وقتی کارنامه رو باز میکنی میبینی درصدت شده ۱۵!
یا فیزیک رو ۲۰ درصد زدی، شیمی اون چیزی که انتظار داشتی نشده و حتی ممکنه یکی از درسها رو منفی زده باشی.
اولین واکنش خیلی از بچهها توی این شرایط اینه که خودشون رو سرزنش کنن.
«من اصلاً بلد نیستم.»
«من به درد کنکور نمیخورم.»
«با این درصدها که نمیشه رتبه خوب آورد.»
«بقیه دارن جلو میزنن و من هنوز اینجام.»
ولی یه لحظه صبر کن!
قبل از اینکه این نتیجهگیریها رو درباره خودت بکنی، یه سؤال مهمتر از خودت بپرس:
چرا درصد من پایین شده؟
همین سؤال ساده میتونه کل نگاهت به آزمون رو عوض کنه.
چون درصدهای پایین در آزمون لزوماً به این معنی نیست که تو دانشآموز ضعیفی هستی. شاید مشکل از مطالعهات باشه، شاید تست کم زدی، شاید زمان کم آوردی، شاید بیدقتی کردی یا حتی شاید مباحث آزمون رو کامل نخونده بودی.
پس قبل از اینکه کارنامه رو ببندی و بری سراغ ناامیدی، بیا ببینیم دقیقاً باید با این درصدها چه کار کنیم.
اول از همه؛ از یک آزمون نتیجه کلی نگیر!
یکی از اشتباهات رایج اینه که دانشآموز بعد از یک آزمون ضعیف، کل وضعیت خودش رو زیر سؤال میبره.
مثلاً ریاضی رو ۱۸ درصد زده و میگه:
«من کلاً ریاضیم افتضاحه.»
خب واقعاً اینطور نیست!
تو فقط در یک آزمون، از مباحث مشخصی که در اون آزمون مطرح شده، ۱۸ درصد گرفتی.
این با اینکه بگی «من ریاضی بلد نیستم» خیلی فرق داره.
شاید اصلاً دو تا از مباحث آزمون رو نخونده بودی.
شاید چند سؤال رو بلد بودی ولی وقت نکردی جواب بدی.
شاید سه سؤال رو به خاطر بیدقتی از دست دادی.
شاید هم اصلاً شرایط روحی خوبی نداشتی.
پس یه درصد رو تبدیل به حکم کلی درباره خودت نکن.
کارنامه قرار نیست شخصیت و توانایی تو رو قضاوت کنه؛ فقط قراره وضعیت فعلی مطالعهات رو بهت نشون بده.
چرا درصدهای پایین در آزمون میگیریم؟
خب، حالا بریم سراغ اصل ماجرا.
وقتی درصدت پایینه، اول باید بفهمی دلیلش چیه.
چون قرار نیست برای همه مشکلات، یه نسخه واحد داشته باشیم.
مثلاً اگه یه مبحث رو اصلاً بلد نیستی، طبیعتاً باید بری سراغ مطالعه.
ولی اگه مبحث رو بلدی و فقط سر جلسه وقت کم آوردی، دوباره خوندن اون مبحث مشکل اصلی رو حل نمیکنه.
پس اول باید بفهمیم مشکل کجاست.
۱. مبحث رو کامل نخوندی
این یکی از سادهترین دلایل درصد پایینه.
مثلاً آزمون از چهار فصل بوده و تو فقط دو فصل رو خوندی.
خب معلومه که یه بخشی از سؤالها رو نمیتونی جواب بدی.
اینجا قرار نیست خودت رو سرزنش کنی.
فقط باید قبول کنی که برای اون آزمون آمادگی کامل نداشتی و ببینی چرا مطالعهات کامل نشده.
۲. درس رو خوندی، ولی هنوز مسلط نیستی
یه وقتهایی درس رو میخونیم و موقع خوندن حس میکنیم همهچی رو فهمیدیم.
کتاب رو میبندی و میگی:
«اوکی، این مبحث رو بلدم.»
بعد میری سراغ تست و…
هیچی!
میبینی سؤالها اونقدرها هم که فکر میکردی ساده نیستن.
این یعنی مطالعه انجام شده، ولی هنوز تسلط کافی ایجاد نشده.
اینجاست که تست آموزشی، بررسی پاسخها و مرور دوباره خیلی مهم میشن.
۳. تست کم زدی
ممکنه ساعت مطالعهات خوب باشه، ولی تست زدنت کم باشه.
این اتفاق مخصوصاً برای بچههایی میافته که خیلی روی خوندن درس حساسن و فکر میکنن هرچی بیشتر بخونن، حتماً درصدشون هم بیشتر میشه.
ولی کنکور فقط امتحان دانستهها نیست.
باید بلد باشی چیزی که خوندی رو توی قالب تست تشخیص بدی و ازش استفاده کنی.
پس اگه میبینی مطالب رو بلدی ولی سر تست گیر میکنی، احتمالاً باید روی تست زدن بیشتر کار کنی.
۴. مرور نداری
یه مبحث رو سه هفته پیش خوندی و بعد دیگه سراغش نرفتی.
الان هم انتظار داری همه جزئیاتش یادت باشه!
خب مغز هم که دستگاه ذخیرهسازی نامحدود نیست.
اگه مرور نداشته باشی، طبیعیه که بخشی از مطالب یادت بره.
گاهی دلیل درصدهای پایین در آزمون، نه بلد نبودن مطلب، بلکه فراموش کردن مطلبه.
۵. سر جلسه وقت کم آوردی
این یکی خیلی مهمه.
ممکنه بعد از آزمون بگی:
«من سؤالها رو بلد بودم، ولی وقت نشد.»
اگر این جمله رو زیاد تکرار میکنی، باید یه مقدار جدیتر روی مدیریت زمان کار کنی.
چون در آزمون قرار نیست فقط بلد باشی.
باید بلد باشی در زمان محدود از دانستههات استفاده کنی.
۶. بیدقتی کردی
«ای بابا! این سؤال رو بلد بودم، اشتباه زدم!»
این جمله احتمالاً برای همه کنکوریها آشناست!
اما یه نکته مهم وجود داره.
فقط نگیم «بیدقتی کردم».
باید بفهمیم دقیقاً چه بیدقتیای کردی.
صورت سؤال رو کامل نخوندی؟
منفی رو ندیدی؟
محاسبه رو اشتباه کردی؟
گزینه درست رو پیدا کردی ولی گزینه دیگهای رو زدی؟
عدد رو اشتباه وارد کردی؟
هر کدوم از اینها راهحل متفاوتی دارن.
بعد از دیدن کارنامه ضعیف، سریع تصمیم نگیر!
فرض کن کارنامه اومده و درصدها اصلاً خوب نیستن.
اولین کاری که نباید انجام بدی اینه که همون لحظه بشینی و کل برنامهات رو بریزی دور!
«این برنامه جواب نمیده.»
«این کتاب خوب نیست.»
«از فردا روزی ۱۴ ساعت میخونم.»
«دیگه آزمون نمیدم.»
«کلاً بیخیال!»
نه!
اول آروم باش.
یه نتیجه بد، نیاز به تحلیل داره، نه واکنش هیجانی.
چند ساعت یا حتی یک روز بعد که آرومتر شدی، برو سراغ تحلیل آزمون.
آزمون رو فقط با درصد تحلیل نکن
این خیلی مهمه.
مثلاً دیدی زیست شد ۲۵ درصد.
خب حالا چی؟
این عدد به تنهایی اطلاعات خیلی زیادی بهت نمیده.
باید بری سؤال به سؤال بررسی کنی.
مثلاً:
کدوم سؤالها رو درست زدم؟
کدومها رو غلط زدم؟
کدومها رو نزدم؟
از سؤالهایی که نزدم، کدومها رو بلد بودم؟
از سؤالهای غلط، چندتاش به خاطر بیدقتی بود؟
چندتاش رو واقعاً بلد نبودم؟
اینجاست که تازه تحلیل آزمون شروع میشه.
سؤالهای آزمون رو به چهار دسته تقسیم کن
یه روش ساده اینه که سؤالها رو به چهار گروه تقسیم کنی.
دسته اول: درست و مطمئن
این سؤالها رو درست جواب دادی و مطمئن هم بودی.
عالیه!
این قسمتها نشون میده که یه سری مباحث رو خوب یاد گرفتی.
البته بعضی از این سؤالها رو هم بررسی کن، مخصوصاً اگه نکته خاصی داشتن.
دسته دوم: غلط
اینجا باید خیلی دقت کنی.
هر سؤال غلط یه داستان داره.
ممکنه بلد نبوده باشی.
ممکنه بیدقتی کرده باشی.
ممکنه بین دو گزینه شک کرده باشی.
دلیلش رو پیدا کن.
دسته سوم: نزده ولی بلد بودی
این دسته فوقالعاده مهمه.
چون این سؤالها میتونن نشون بدن مشکل اصلی تو دانش نیست.
مثلاً سؤال رو نگاه کردی و گفتی:
«آره، اینو بلدم.»
ولی به خاطر کمبود وقت نرسیدی حلش کنی.
پس باید روی مدیریت زمان کار کنی.
دسته چهارم: نزده و بلد نبودی
اینجا دیگه تکلیف مشخصه.
این قسمت نیاز به مطالعه و یادگیری داره.
با سؤالهای غلط چیکار کنیم؟
یه کار خیلی مهم انجام بده.
وقتی سؤال غلط رو بررسی میکنی، فقط جواب درست رو نگاه نکن و رد نشو.
از خودت بپرس:
چرا من این گزینه رو انتخاب کردم؟
این سؤال خیلی مهمه.
مثلاً اگه جواب درست گزینه ۳ بوده و تو گزینه ۲ رو زدی، فقط اینکه بدونی گزینه ۳ درسته کافی نیست.
باید بفهمی چرا ذهنت رفته سمت گزینه ۲.
شاید یه نکته رو بلد نبودی.
شاید سؤال رو اشتباه خوندی.
شاید یه دام تستی وجود داشته.
شاید عجله کردی.
وقتی دلیل اشتباهت رو پیدا میکنی، احتمال اینکه دوباره همون اشتباه رو تکرار کنی کمتر میشه.
اگه درصد پایین به خاطر بلد نبودن مبحثه، چیکار کنیم؟
خیلی ساده.
برگرد سراغ همون مبحث.
ولی این بار فقط دوباره خوندن کافی نیست.
مثلاً این مسیر رو برو:
مطالعه → تست آموزشی → بررسی تستها → رفع اشکال → تست بیشتر → تست زماندار
اول مبحث رو درست یاد بگیر.
بعد چند تست آموزشی بزن.
فعلاً دنبال رکورد زدن نباش.
هدف اینه که بفهمی چطور باید سؤالها رو حل کنی.
بعد که تسلطت بیشتر شد، برو سراغ تست زماندار.
اینطوری کمکم اون مبحث از حالت «یه چیزایی ازش یادمه» میرسه به «میتونم تستش رو حل کنم.»
اگه درصد پایین به خاطر تست کم زدنه چی؟
اینجا باید یه تغییری توی برنامهات ایجاد کنی.
بعضی بچهها ساعتها درس میخونن، ولی وقتی برنامهشون رو نگاه میکنی، تست خیلی کمی توش وجود داره.
این روش برای کنکور جواب نمیده.
البته منظورمون این نیست که فقط تست بزن و درس نخون!
باید بین مطالعه و تست تعادل ایجاد کنی.
مثلاً یه مبحث رو مطالعه کن، بعد تست آموزشی بزن.
چند روز بعد دوباره از همون مبحث تست بزن.
بعدتر تست ترکیبی و زماندار کار کن.
اینجوری هم یادگیری داری، هم مرور، هم مهارت تستزنی.
اگه سر آزمون وقت کم میاری چی؟
اگه بعد از هر آزمون میگی:
«بلد بودم ولی وقت نشد»
احتمالاً باید روی مدیریت زمانت بیشتر کار کنی.
برای این کار تست زماندار خیلی مهمه.
مثلاً یه تعداد تست مشخص انتخاب کن و برای خودت زمان تعیین کن.
اما بعدش فقط نگو «چند تا درست زدم؟»
ببین:
کجاها وقتت هدر رفت؟
روی کدوم سؤال زیادی موندی؟
کدوم سؤال رو باید زودتر رها میکردی؟
کجا سرعتت پایین اومد؟
قرار نیست توی آزمون همه سؤالها رو حل کنی.
گاهی یکی از مهمترین مهارتهای آزمون دادن اینه که بدونی کدوم سؤال رو فعلاً رها کنی و بعداً برگردی سراغش.
با بیدقتیهای آزمون چیکار کنیم؟
اگه درصدت پایین شده و میبینی چند تا سؤال رو فقط به خاطر بیدقتی از دست دادی، یه لیست درست کن.
مثلاً:
- صورت سؤال رو کامل نخوندم.
- منفی رو ندیدم.
- محاسبه رو اشتباه کردم.
- گزینه رو اشتباه وارد کردم.
- به کلمه «نیست» توجه نکردم.
- عجله کردم.
- سؤال رو نصفه خوندم.
بعد ببین کدوم مورد بیشتر تکرار میشه.
مثلاً اگه سه آزمون پشت سر هم میبینی که بیشتر اشتباهاتت به خاطر عجله در محاسباته، باید روی همین موضوع تمرکز کنی.
این خیلی بهتر از اینه که فقط بگی:
«من خیلی بیدقتم.»
چون «بیدقتی» یه مشکل کلیه، ولی «اشتباه در محاسبات به خاطر عجله» یه مشکل مشخصه که میشه براش راهحل پیدا کرد.
با درصدهای پایین در آزمون، منبعت رو عوض کنیم؟
نه لزوماً.
یکی از واکنشهای رایج بعد از آزمون بد اینه که دانشآموز سریع میگه:
«این کتاب خوب نیست، باید یه کتاب دیگه بگیرم.»
یا:
«این استاد خوب توضیح نمیده.»
اما قبل از اینکه منبع رو عوض کنی، یه سؤال از خودت بپرس:
آیا واقعاً از منبع فعلی درست استفاده کردم؟
اگه یه کتاب رو نصفه رها کردی، تستهای مهمش رو نزدی و مرور هم نکردی، احتمالاً عوض کردن کتاب مشکل اصلی رو حل نمیکنه.
گاهی مشکل از منبع نیست؛ از روش استفاده ما از منبعه.
خودت رو با درصد بقیه مقایسه نکن
فرض کن تو ریاضی ۲۰ درصد زدی و دوستت ۶۰ درصد.
خب؟
قرار نیست با دیدن درصد اون، درصد تو هم خودبهخود بیشتر بشه!
مهم اینه که بفهمی چرا خودت ۲۰ درصد زدی.
شاید دوستت مباحث بیشتری خونده.
شاید بیشتر تست زده.
شاید تجربه آزمون بیشتری داشته.
شاید مشکل تو اصلاً علمی نباشه.
پس به جای اینکه مدام بگی:
«چرا اون ۶۰ زده و من ۲۰؟»
بپرس:
«من برای اینکه از ۲۰ برسم به یه درصد بهتر، دقیقاً باید چی رو اصلاح کنم؟»
این سؤال خیلی بیشتر به دردت میخوره.
بعد از یک آزمون بد، برنامهات رو منفجر نکن!
این رو جدی میگم!
خیلی وقتها دانشآموز بعد از یه آزمون بد، برنامهای میچینه که حتی خودش هم نمیتونه اجراش کنه.
مثلاً:
«از فردا ۱۲ ساعت مطالعه.»
«هر روز ۲۰۰ تست.»
«همه عقبافتادگیها رو توی یک هفته جبران میکنم.»
روز اول با انگیزه شروع میکنه.
روز دوم خسته میشه.
روز سوم برنامه عقب میافته.
بعد دوباره احساس شکست میکنه.
این چرخه اصلاً خوب نیست.
به جای این کار، ببین مشکل اصلی کجاست و همون رو اصلاح کن.
اگه دو فصل عقب هستی، برای جبرانش زمان منطقی تعیین کن.
اگه تستت کمه، بهتدریج تست بیشتری وارد برنامه کن.
اگه مرور نداری، مرور رو به برنامه اضافه کن.
قرار نیست با یک تصمیم هیجانی، همهچیز یکشبه درست بشه.
اگه چند آزمونه درصدت پایینه چی؟
اینجا باید کمی جدیتر بشی.
یک آزمون ضعیف میتونه اتفاقی باشه.
اما وقتی چند آزمون پشت سر هم نتیجهات پایین میشه، دیگه بهتره دقیقتر روش مطالعهات رو بررسی کنی.
از خودت بپرس:
- واقعاً طبق برنامه درس میخونم؟
- ساعت مطالعهام منظم هست؟
- تست کافی میزنم؟
- مرور دارم؟
- آزمونها رو تحلیل میکنم؟
- مباحث رو کامل میخونم؟
- مدام منبع عوض نمیکنم؟
- خواب و استراحتم مناسبه؟
- موقع درس خوندن تمرکز دارم؟
گاهی مشکل اصلی خود آزمون نیست.
ممکنه مشکلی در روند مطالعه وجود داشته باشه که خودش رو در کارنامه نشون میده.
اینجاست که بررسی برنامه با یک مشاور تحصیلی میتونه کمککننده باشه؛ چون گاهی وقتی خودت وسط ماجرا هستی، پیدا کردن مشکل اصلی سختتره.
برای آزمون بعدی چه برنامهای داشته باشیم؟
بعد از اینکه آزمون رو تحلیل کردی، قرار نیست فقط بگی:
«خب، آزمون بعدی رو بهتر میدم.»
باید مشخص کنی چطور بهتر میدی.
مثلاً مباحثت رو به سه دسته تقسیم کن:
مباحثی که خوب هستی
این مباحث رو رها نکن.
مرور و تست داشته باش تا سطحشون حفظ بشه.
مباحثی که متوسطی
اینجا معمولاً با مرور، رفع اشکال و تست بیشتر میتونی پیشرفت کنی.
مباحثی که ضعیفی
این مباحث نیاز به زمان بیشتری دارن.
باید ببینی مشکل از یادگیریه یا تست و مرور.
بعد برای هر کدوم برنامه مشخص داشته باش.
هدف بعدی رو منطقی انتخاب کن
اگه امروز ۱۵ درصد زدی، قرار نیست حتماً آزمون بعدی یکدفعه ۸۰ درصد بزنی!
هدفت باید بر اساس شرایط خودت تعیین بشه.
مهم اینه که روندت رو بررسی کنی.
مثلاً اگر در یک آزمون ۱۵ درصد بودهای و بعد از اصلاح روش مطالعه به ۲۵ درصد رسیدهای، این تغییر برای تحلیل روندت مهم است.
قرار نیست همیشه جهشهای عجیب داشته باشی.
گاهی پیشرفت واقعی یعنی اینکه:
دو سؤال بیشتر درست بزنی.
چند اشتباه تکراری رو حذف کنی.
چند سؤال بیشتری رو به موقع پاسخ بدی.
یک مبحث رو بهتر یاد بگیری.
همین تغییرات کوچک وقتی در چند آزمون ادامه پیدا کنن، میتونن نتیجه متفاوتی بسازن.
یک آزمون بد میتونه اتفاقاً خیلی به دردت بخوره!
شاید عجیب باشه، ولی بعضی وقتها آزمونی که درصدهای پایینی توش میگیری، اطلاعات بیشتری نسبت به یه آزمون خوب بهت میده.
چرا؟
چون دقیقاً نشونت میده کجا مشکل داری.
مثلاً متوجه میشی:
«من این فصل رو فقط فکر میکردم بلدم.»
یا:
«مشکل من اصلاً درس نیست؛ زمانه.»
یا:
«هر بار همین نوع سؤال رو اشتباه میکنم.»
این اطلاعات خیلی ارزشمنده.
چون حالا میدونی باید روی چی کار کنی.
پس به جای اینکه بعد از یک آزمون بد بگی:
«این آزمون خراب شد و رفت.»
بگو:
«خب، این آزمون بهم نشون داد کجای کارم ایراد داره.»
جمعبندی؛ با درصدهای پایین در آزمون چیکار کنیم؟
اگر بخوایم همه حرفهای این مقاله رو خیلی خلاصه کنیم، وقتی با درصدهای پایین در آزمون روبهرو شدی، این کارها رو انجام بده:
اول، خودت رو سرزنش نکن.
دوم، فقط به عدد درصد نگاه نکن.
سوم، سؤالهای آزمون رو تحلیل کن.
چهارم، سؤالهای غلط و نزده رو بررسی کن.
پنجم، دلیل هر اشتباه رو پیدا کن.
ششم، مشخص کن مشکل از مطالعه، تست، مرور، زمان، بیدقتی یا استرس بوده.
هفتم، برای هر مشکل راهحل جدا داشته باش.
هشتم، برنامه آزمون بعدی رو بر اساس همین تحلیل تنظیم کن.
و مهمتر از همه، یک آزمون رو تبدیل به قضاوت درباره خودت نکن.
اینکه امروز یک درس رو ۱۵ درصد زدی، یعنی امروز در این آزمون و با این شرایط ۱۵ درصد گرفتی؛ نه اینکه «تو دانشآموز ۱۵ درصدی هستی».
فرق این دو تا نگاه خیلی زیاده.
آزمون قراره بهت کمک کنه مسیرت رو اصلاح کنی، نه اینکه اعتمادبهنفست رو ازت بگیره.
پس اگر کارنامه این آزمون اون چیزی نبود که میخواستی، اشکالی نداره.
بشین، تحلیلش کن، اشتباهاتت رو پیدا کن و برای آزمون بعدی یه قدم بهتر بردار.
قرار نیست با یک آزمون خوب موفق بشی و با یک آزمون بد شکست بخوری؛ چیزی که اهمیت داره مسیریه که بین آزمونها میسازی.
