ترس از آزمون دادن از کجا میاد؟ چرا بعضی وقتها سر جلسه مغزمون قفل میکنه؟
تا حالا شده شب امتحان هی این پهلو به اون پهلو بشی و خوابت نبره؟ یا مثلاً سر جلسه امتحان بشینی، سوال اول رو ببینی و یهو حس کنی هرچی خونده بودی از سرت پریده؟
اگه این اتفاق برات افتاده، خیالت راحت باشه؛ فقط تو نیستی. خیلی از دانشآموزها با ترس از آزمون دادن درگیرن. حتی بعضی از اونایی که همیشه نمرههای خوبی میگیرن هم قبل امتحان حسابی استرس میکشن.
جالبه بدونی خیلی وقتها مشکل از بلد نبودن درس نیست. طرف کلی درس خونده، جزوه جمع کرده، تست زده، مرور کرده؛ ولی همین که برگه امتحان میاد جلوی دستش، انگار همه چیز به هم میریزه.
حالا سوال اینجاست؛ این ترس از آزمون دادن اصلاً از کجا میاد؟
خیلی وقتها ما از امتحان نمیترسیم؛ از شکست میترسیم!
بذار یه چیزی رو رک بگیم.
بیشتر وقتها ما از خود امتحان نمیترسیم. یعنی از دیدن چند تا سوال روی کاغذ که نباید بترسیم!
چیزی که ما رو میترسونه اینه که با خودمون میگیم:
«نکنه خراب کنم؟»
«نکنه نمرهام کم بشه؟»
«نکنه مامان و بابام ناراحت بشن؟»
«نکنه از بقیه عقب بیفتم؟»
دقیقاً از همین جاست که ترس از آزمون دادن شروع میشه.
ذهن ما قبل از اینکه امتحان شروع بشه، هزار تا سناریوی بد میسازه و هی تکرارشون میکنه. انگار هنوز امتحان ندادی ولی ده بار توی ذهنت شکست خوردی!
مقایسه شدن؛ چیزی که اعتمادبهنفس رو نابود میکنه
یه دلیل دیگه برای ترس از آزمون دادن اینه که از بچگی مدام با بقیه مقایسه شدیم.
احتمالاً این جملهها برات آشناست:
«ببین دوستت چقدر خوب درس میخونه.»
«فلانی همیشه بیست میگیره.»
«پسرخالهات رتبه برتر شده.»
«تو هم اگه بخوای میتونی مثل اون باشی.»
شاید گوینده قصد بدی نداشته باشه، ولی این حرفها کمکم یه حس عجیب توی آدم ایجاد میکنه.
آدم فکر میکنه ارزشش فقط به نمرههاشه.
یعنی اگر نمره خوب بگیره آدم خوبیه و اگر نمره کم بگیره ارزشش کمتر میشه.
وقتی این طرز فکر شکل بگیره، هر امتحان تبدیل میشه به یه مسابقه سنگین و همین باعث میشه ترس از آزمون دادن چند برابر بشه.
کمالگرایی؛ دشمن نامرئی دانشآموزها
یه گروه دیگه هم هستن که اتفاقاً خیلی درسخونن ولی بیشتر از بقیه استرس میکشن.
همونایی که با نمره ۱۹ هم ناراحت میشن!
همونایی که اگر یه سوال رو اشتباه جواب بدن تا چند روز بهش فکر میکنن.
مشکل این افراد معمولاً کمالگراییه.
کمالگرایی یعنی آدم از خودش انتظار داشته باشه همیشه عالی باشه.
ظاهرش قشنگه ولی در عمل آدم رو خسته میکنه.
چون هر امتحان میشه یه نبرد سخت برای کامل بودن.
طبیعیه که توی چنین شرایطی ترس از آزمون دادن حسابی سر و کلهاش پیدا بشه.
یه خاطره بد میتونه مدتها همراه آدم بمونه
تا حالا شده یه امتحان رو خیلی بد بدی؟
مثلاً کلی خونده باشی ولی نتیجهای که میخواستی نگرفتی؟
مغز ما اتفاقات منفی رو خیلی خوب یادش میمونه.
برای همین ممکنه ماهها یا حتی سالها بعد از اون اتفاق، هنوز موقع امتحان همون حس بد برگرده سراغمون.
در واقع بعضی وقتها ترس از آزمون دادن از خود امتحان نمیاد؛ از خاطره امتحانهای قبلی میاد.
ذهن میگه:
«یادت هست دفعه قبل چی شد؟»
و همین جمله ساده میتونه استرس رو چند برابر کنه.
فشار خانواده هم بیتأثیر نیست
واقعیت اینه که خیلی از خانوادهها از روی دلسوزی فشار ایجاد میکنن.
مثلاً میگن:
«باید بهترین نتیجه رو بگیری.»
«ما خیلی روی تو حساب کردیم.»
«این امتحان آیندهات رو مشخص میکنه.»
اما دانشآموز این حرفها رو جور دیگهای میشنوه.
اون حس میکنه اگر نتیجه دلخواه رو نگیره، همه ناامید میشن.
همین موضوع باعث میشه ترس از آزمون دادن شدیدتر بشه و امتحان از یه آزمون ساده تبدیل بشه به یه غول بزرگ و ترسناک.
چرا سر جلسه همه چیز یادمون میره؟
این یکی از عجیبترین بخشهای ماجراست.
طرف بیرون جلسه همه چیز رو بلده.
حتی میتونه برای دوستش توضیح بده.
اما سر جلسه انگار مغزش خاموش میشه!
دلیلش اینه که وقتی استرس خیلی زیاد میشه، مغز روی خطر تمرکز میکنه نه روی یادآوری اطلاعات.
برای همین ممکنه جواب سوالی که کاملاً بلدش بودی یادت نیاد.
بعد همون لحظه که از جلسه بیرون میای، یهو همه جوابها برمیگردن توی ذهنت!
احتمالاً این اتفاق رو حداقل یک بار تجربه کردی.
خبر خوب؛ ترس از آزمون دادن قابل کنترل کردنه
اگه الان فکر میکنی فقط تو این مشکل رو داری، باید بگم نه.
خیلی از دانشآموزهای موفق، رتبههای برتر و حتی دانشجوهای ممتاز هم یه زمانی با ترس از آزمون دادن درگیر بودن.
فرقشون اینه که یاد گرفتن چطوری این ترس رو مدیریت کنن.
یاد گرفتن که امتحان فقط یه امتحانه؛ نه پایان دنیا.
یاد گرفتن که یه نمره نمیتونه ارزش واقعی آدم رو مشخص کنه.
و مهمتر از همه یاد گرفتن که شکست خوردن آخر مسیر نیست؛ بخشی از مسیر موفقیته.
پس اگر تو هم با ترس از آزمون دادن درگیری، بدون که این یه مشکل حلشدنیه و قرار نیست همیشه همراهت بمونه.



قوانین ثبت دیدگاه